مادر زنبیل به دست از دم در داد زد: « تا من میام مواظب برادرت باش. شیشه شیرش رو میزه. اینقدر ناخنت رو تو دهنت نکن میام گوشت رو میبرم ها! »
نیم ساعت بعد که برگشت، بچه دوید جلو و گفت:« من بهش گفته بودم ناخنت رو تو دهنت نکن.»
نوشته شده توسط بهاره اله بخش در چهارشنبه سی ام آبان 1386 ساعت 20:5 | لینک ثابت |


